السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

622

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

از سردمداران مشركين بودند و گفتند : اى رسول‌خدا ، گروهى از فرزندان و برادران و بنده‌هاى ما نزد تو آمدند كه در احكام دين فهمى ندارند و جز اين نيست كه براى فرار از ثروت و زمين‌هاى ما رفته‌اند پس آنان را به ما بازگردان ، كه اگر آگاهى به احكام دين نداشتند ما آنان را دانا مىكنيم . پس پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : اى گروه قريش ، يا از اين كار دست برمىداريد يا خداوند كسى را بر شما مىفرستد كه در راه دين گردن‌هاى شما را با شمشير مىزند . . . » « 1 » و ليكن گروهى ديگر ترجيح داده‌اند كه متن روايت را باقى نگه دارند ولى به جاى نام شيخين و براى پوشانيدن آن دو چنين آورده‌اند : « مردمى گفتند : راست گويند اى رسول‌خدا ، آنان را به ايشان بازگردان » . . . و در « سنن ابوداوود » اين متن آمده است : « بابى درباره‌ى بنده‌هاى مشركين كه به مسلمانان مىپيوندند و مسلمان مىشوند ما را حديث كرد عبدالعزيزبن‌يحيى حرّانى ، از محمّد يعنى ابن‌سلمة از محمّدبن‌اسحاق ، از أبان‌بن‌صالح ، از منصوربن معتمر ، از ربعىبن‌خراش ، از علىّبن‌ابىطالب روايت كرده‌اند كه گفت : دو نفر از بنده‌ها نزد رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم آمدند - يعنى روز حديبيّه و قبل از صلح - ارباب‌هاى آن دو براى او چنين نوشتند : اى محمّد ، به خدا سوگند آنان از روى رغبت به دين تو نزدت نيامده‌اند ، بلكه براى فرار از بندگى پيش تو آمده‌اند ، پس مردمى گفتند : راست مىگويند اى رسول‌خدا ، آنان را به ايشان بازگردان . رسول‌خدا خشمگين شد و گفت : اى گروه قريش ! مىبينم دست برنمىداريد تا اينكه خداوند كسى را بر شما بفرستد كه بر اين كار گردن‌هايتان را بزند . و از بازگرداندن آنان خوددارى كرد و فرمود : آنان آزادشدگان خداوند عزّوجلّ هستند . » « 2 » و نگاه كنيد به « المستدرك » و « المصابيح » و « المشكاة » و غير آنها . و اين تحريف هرچند به منظور حمايت شيخين بود ، و ليكن خواست خداوند متعال بود

--> ( 1 ) . صحيح ترمذى 5 / 592 . ( 2 ) . سنن أبوداوود 1 / 423 .